تبلیغات
هدیه من
 
 
كاربر گرامی، خوش آمدید!   WellCome To MyBlog
 

موضوعات سایت
بخش های سایت
  عكس

  خواندنیها و دانستنیها
  كلیپ
  مطالب علمی
  فرهنگ و ادب
  سرگرمی و طنز

جستجو


لوگو سایت

هدیه من


لوگوی دوستان

برترین سایت دانلود ایران

تبلیغات سایت




عنوان این پست اطلاعات جالبی از زندگی دو رئیس جمهور امریکا و از بخش خواندنیها و دانستنیها , فرهنگ و ادب , می باشد

 «آبراهام لینکلن» در سال 1846 به کنگره راه یافت و «جان اف کندی» در سال 1946

«لینکلن» در سال 1860 به ریاست‌جمهوری انتخاب شد و «کندی» در سال 1960 

 هر دو جانشینی به نام «جانسون» داشتند: «اندرو جانسون» که جانشین «لینکلن» شد، در سال 1808 به دنیا آمده بود و «لیندون جانسون» که برجای «کندی» نشست، در سال 1908 

هر دو رئیس‌جمهور پس از ورود به کاخ سفید فرزندی را از دست دادند 

هر دو رئیس‌جمهور در یک روز جمعه کشته شدند و هردو به ضرب گلوله‌ای که به سرشان اصابت کرد 

منشی «لینکلن»، «کندی» نام داشت و منشی «کندی»، «لینکلن» 

هر دو رئیس‌جمهور به‌خصوص بر حقوق مدنی تاکید داشته‌اند 

هر دو به دست فردی از اهالی جنوب آمریکا کشته شدند 

«جان ویلکس بوث» که «لینکلن» را به قتل رساند، متولد سال 1839 بود و «لی‌هاروی اوسوالد» که به زندگی «کندی» پایان داد، متولد 1939 

هر دو قاتل اسمی سه بخشی داشتند و هر دو اسم از 15 حرف تشکیل شده بود و هر دو پیش از آغاز محاکمه‌شان به قتل رسیدند 

«لینکلن» در تئاتری به نام «فورد» به قتل رسید و «کندی» در اتومبیلی به‌نام «لینکلن»، ساخته شده در کارخانه «فورد» 

 «لینکلن» در یک تئاتر کشته شد و قاتلش پس از فرار، خود را در انباری مخفی کرد. «کندی» از انباری هدف قرار گرفت و قاتلش پس از فرار در یک تئاتر پنهان شد 

«لینکلن» یک هفته پیش از مرگ خود در شهر «مونرو» در «مریلند» به سر می‌برد و «کندی» اوقات خود را با هنرپیشه‌ای به نام «مریلین مونرو» می‌گذراند.

 

 :: لینك ثابت نویسنده : Hedyeh نظرات و پیشنهادات Comment  

عنوان این پست تلاش برای بازسازی مغز انسان و از بخش مطالب علمی , می باشد

تلاش برای بازسازی مغز انسان : شبیه‌سازی مغزگربه‌توسط ابررایانه IBM

پژوهشگران آمریکایی در تلاش برای ایجاد روباتهای آینده با توانایی شناختی موفق شدند به کمک ابررایانه پرقدرت IBM مغز گربه را شبیه سازی کنند.

دانشمندان مرکز تحقیقات IBM در آلمادن آمریکا با همکاری دانشمندان دانشگاه استانفورد و لابراتوار ملی لارنس لیورمور توانستند مغز گربه را به روشی مجازی بازسازی و عملکردهای آن را شبیه سازی کنند.

هدف از انجام این تحقیقات شناخت بهتر این حیوان خانگی نیست بلکه رمزگشایی مکانیزمهای مغزی پستانداران با هدف دستیابی به بازسازی مغز انسان ظرف 10 سال آینده است.

این محققان با استفاده از ابررایانه پرقدرت IBM به نام Blue Gene مستقر در لابراتوار لیورمور توانستند کورتکس مغزی یک گربه را با یک میلیارد نورون و 10 هزار میلیارد اتصال سیناپسی بازسازی کنند. این شبیه سازی، درک چگونگی عملکرد نورونهای گربه را امکانپذیر می کند.

به گزارش آسوشیتدپرس، ابررایانه Blue Gene چهارمین ابررایانه پرقدرت دنیا است که از 147 هزار و 456 واحد پردازش (Cpu) و 144 هزار میلیارد بایت حافظه برخوردار است. این میزان حافظه 100 هزار برابر بیشتر از حافظه رایانه های خانگی است.

در این خصوص دانشمندان تحقیقات گروه IBM در کنفرانس ابررایانه پرقدرت در پورتلند اورگان اظهار داشتند: "ما هرگز به این سطح تا این حد وسیع در شبیه سازی نرسیده بودیم."

تاکنون این شبیه ساز رایانه ای توانسته بود 40 درصد از مغز موش را در سال 2006، مغز یک موش صحرایی را در سال 2007 و تنها یک درصد از مغز انسان را در ماههای گذشته شبیه سازی کند.

درحال حاضر در آژانس تحقیقاتی پنتاگون (دارپا) پروژه 16 میلیارد دلاری "سیناپس" در دست اجرا است. دانشمندان فعال در این پروژه قصد دارند به زودی تراشه ای را ایجاد کنند که قادر باشد تمام عملکردها و تواناییهای مغز یک گربه را داشته باشد.

منبع

------------------------------

 :: لینك ثابت نویسنده : Hedyeh نظرات و پیشنهادات Comment  

عنوان این پست مكر زنان و از بخش فرهنگ و ادب , سرگرمی و طنز , می باشد

 

آورده اند  مردی بود که پیوسته تحقیق ِ مکرهای زنان می کرد و از غایت غیرت، هیچ زنی رامحل اعتماد خود نساخت و كتاب " حیل النساء " (مکرهای زنان) را پیوسته مطالعه می کرد. روزی در هنگام سفربه قبیله ای رسید وبه خانه ای مهمان شد.

مرد ِخانه حضور نداشت ولکن زنی داشت در غایت ظرافت ونهایت لطافت . زن چون مهمان را پذیرا شد با او ملاطفت آغاز نمود. مرد مهمان چون پاپوش خود بگشود وعصا بنهاد، به مطالعه کتاب مشغول شد. زن میزبان گفت: خواجه ! این چه کتاب است که مطالعه میکنی؟ گفت: حکایات مکرهای زنان است. زن بخندید وگفت : آب دریا به غربیل نتوان پیمود وحساب ریگ بیابان به تخته خاک ، برون نتوان آورد و مکرهای زنان در حد حصر نیاید . پس تیر ِغمزه در کمان ِابرو نهاد و بر هدف ِ دل او راست کرد واز در مغازلت و معاشقت در آمد چنان که دلبسته یِ او شد. در اثنای آن حال، شوهر او در رسید..

زن گفت : شویم آمد وهمین آن که هر دو کشته خواهیم شد . مهمان گفت: تدبیر چیست؟ گفت: برخیز و در آن صندوق رو . مرد در صندوق رفت. زن سرِ صندوق قفل کرد . چون شوهر در آمد پیش دوید و ملاطفت ومجاملت آغاز نهاد و به سخنان دلفریب شوهر را ساکن کرد. چون زمانی گذشت گفت: تو را از واقعه امروز ِ خود خبر هست؟ گفت نه بگوی.

گفت: مرا امروز مهمانی آمد جوانمردی لطیف ظرایف و خوش سخن و کتابی داشت در مکر زنان و آن را مطالعه میکرد من چون آن را بدیدم خواستم که او را بازی دهم به غمزه بدو اشارت کردم ، مرد غافل بود که چینه دید و دام ندید. به حسن واشارت من مغرور شد و در دام افتاد. و بساط عشق بازی بسط کرد وکار معاشقت به معانقه (دست در گردن هم)رسید. ساعتی در هم آمیختیم! هنوز به مقام آن حکایت نرسیده بودیم که تو برسیدی وعیش ما منغض کردی!

 زن این میگفت و شوهر او می جوشید ومی خروشید وآن بی چاره در صندوق از خوف می گداخت و روح را وداع می کرد. پس شوهر از غایت غضب گفت: اکنون آن مرد کجاست؟ گفت: اینک او را در صندوق کردم و در قفل کردم.. کلید بستان و قفل بگشای تا ببینی ...

 مرد کلید را بستاند و همانا مرد با زن گرو بسته بودند(جناق شکسته بودند) و مدت مدیدی بود هیچ یک نمی باخت. مرد چون در خشم بود بیاد نیاورد که بگوید *یادم * و زن در دم فریاد کشید *یادم تو را فراموش . * مرد چون این سخن بشنید کلید بینداخت وگفت :

 " لعنت بر تو باد که این ساعت مرا به آتش نشانده بودی و قوی طلسمی ساخته بودی تا جناق ببردی."

پس با شوهر به بازی در آمد و او را خوش دل کرد .چندان که شوهرش برون رفت ، درِ صندوق بگشاد و گفت: ای خواجه چون دیدی، هرگز تحقیق احوال زنان نکنی؟

گفت: توبه کردم و این کتاب را بشویم که مکر و حیلت ِ شما زیادت از آن باشد که در حد تحریر در آید.

 :: لینك ثابت نویسنده : Hedyeh نظرات و پیشنهادات Comment  

عنوان این پست عكسهای زیبا از پنه لوپه كروز و از بخش عكس , می باشد

پنه لوپه كروز هنرپیشه اسپانیایی و برنده جایزه اسكار هالیوود



 :: لینك ثابت نویسنده : Hedyeh نظرات و پیشنهادات Comment   بقیه عكسها در ادامه ...

عنوان این پست بزرگترین كشتی جهان و از بخش عكس , مطالب علمی , سرگرمی و طنز , می باشد

 Oasis of the Seas
در بزرگ‌ترین كشتی جهان  Oasis of the seas ؛ ۲۱ استخر مجهز ساخته شده و جالب این‌كه یك پارك آبی نیز مخصوص كودكان در نظر گرفته شده است. در كنار این استخرها، یك ساحل مصنوعی و 2 استخر موج دار نیز احداث شده تا همه چیز برای تفریح در محیطی آبی فراهم شده باشد. برآورد شده در هر یك از این استخرها، حدود 600 هزار گالن آب در جریان است.

این كشتی سالن آمفی تئاتری با گنجایش 750 نفر دارد . ۱۵ رستوران، كازینو ، ۲ نایت كلوب،  زمین‌های ورزشی گلف، والیبال و بسكتبال از امكانات تفریحی و ورزشی آن محسوب می‌شوند. این جزیره متحرك در 20 طبقه ساخته شده است.

چشمان همیشه بیدار كشتی

در حد فاصله سال‌های 2003 تا 2006 میلادی، 30 نفر به طرز مرموزی هنگام پایان كارهای ساخت كشتی ناپدید شدند كه پس از مدتی اجساد آنها پیدا شد. این مساله موجب شد 1250 دستگاه دوربین برای زیر نظر قرار دادن قسمت‌های مختلف كشتی نصب شود.

كابل‌هایی به طول عرض آمریكا

كابل‌های مختلفی كه در ساخت این كشتی به كار گرفته شده، در مجموع 5 هزار و 310 كیلومتر طول دارند كه تقریبا معادل عرض آمریكاست.

 :: لینك ثابت نویسنده : Hedyeh نظرات و پیشنهادات Comment   مطالب و عكسهای بیشتر

عنوان این پست انتظارات زن و مرد از هم چیست؟ و از بخش خواندنیها و دانستنیها , مطالب علمی , می باشد

انتظارات زن و مرد از هم چیست؟

 

امروزه چرا عدم تفاهم زن و مرد در بسیاری از خانواده‌ها بیش‌تر شده و با وجود تلاش فراوان برای جلب حمایت یکدیگر، نه‌تنها رابطه‌شان بهتر نمی‌شود، بلکه در کمال ناباوری، از هم دورتر می‌شوند... و نمی‌دانند چرا!

 ارزیابی و تفسیرهای اشتباه زن و مرد از احساس و عملکرد یکدیگر

زنان و مردان با تصورات و بینش خود بدون توجه به نیازهای واقعی یکدیگر نیازها و انتظارات همدیگر را برطرف می‌کنند.

 امروزه چرا عدم تفاهم زن و مرد در بسیاری از خانواده‌ها بیش‌تر شده و روزبه‌روز زوج‌ها از هم دورتر می‌شوند و با وجود تلاش فراوان برای جلب حمایت یکدیگر، نه‌تنها رابطه‌شان بهتر نمی‌شود، بلکه در کمال ناباوری، از هم دورتر می‌شوند... و نمی‌دانند چرا!

 بیش‌تر زنان و مردان متوجه نیستند که هر یک، دارای ارزش‌ها، دیدگاه‌ها، اولویت‌ها، اندیشه‌های خاص خود بوده که با دیگری بسیار متفاوت است و هر کدام با توجه به ویژگی‌های خاص خود، احساس و عملکردهای خویش را به‌‌صورت طبیعی نشان‌می‌دهد و آگاهانه قصد مخالفت و لج‌بازی با همسر خود را ندارد. ...

 :: لینك ثابت نویسنده : Hedyeh نظرات و پیشنهادات Comment   ادامه مطلب

عنوان این پست چه كشكی چه پشمی؟ و از بخش فرهنگ و ادب , سرگرمی و طنز , می باشد

چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید. از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختی در گرفت، خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه ای را كه چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد. دید نزدیك است كه بیفتد و دست و پایش بشكند. در حال مستاصل شد.... 

از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت: " ای امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پایین بیایم."

 قدری باد ساكت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا كرده و خود را محكم گرفت.  گفت: " ای امام زاده خدا راضی نمی شود كه زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی. نصف گله را به تو می دهم و نصفی هم برای خودم..."

  قدری پایین تر آمد. وقتی كه نزدیك تنه درخت رسید گفت: " ای امام زاده نصف گله را چطور نگهداری می كنی؟ آنهار ا خودم نگهداری می كنم در عوض كشك و پشم نصف گله را به تو می دهم."

 وقتی كمی پایین تر آمد گفت: " بالاخره چوپان هم كه بی مزد نمی شود كشكش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد."

 وقتی باقی تنه را سُرخورد و پایش به زمین رسید نگاهی به گنبد امامزاده انداخت و گفت: " مرد حسابی چه كشكی چه پشمی؟ ما از هول خودمان یك غلطی كردیم غلط زیادی كه جریمه ندارد."

 «كتاب كوچه ، احمد شاملو»

 :: لینك ثابت نویسنده : Hedyeh نظرات و پیشنهادات Comment  

عنوان این پست ماریسا مایر ملكه گوگل و از بخش خواندنیها و دانستنیها , می باشد

این خانم 34 ساله، ملکه گوگل لقب گرفته. مغز متفکر بخش جستجوی گوگل و خدماتی نظیر سرویس خبری گوگل، کتاب، تصاویر، نقشه، گوگل earth، تولبار گوگل، گوگل دسکتاپ، گوگل health، آزمایشگاههای گوگل و هر چیزی که در گوگل به جستجو مربوط میشود، در حقیقت توسط این خانم یعنی ماریسا مایر مدیریت و برنامه ریزی شده است.

آنطور که در پروفایلش در صفحه مدیران گوگل نوشته شده، در سال 1999 به عنوان اولین زن مهندس در این شرکت مشغول به کار شده و از همان زمان هم امور مربوط به وب سرور و رابطهای کاربری گوگل را مدیریت می کرده.  تلاش هایش منجر به ارائه و گسترش خدمات گوگل به بیش از 100 زبان شده و بیش از 100 ویژگی، ابزار، خدمات، سرویسها، محصولات و پروژه ها را در گوگل ارائه و مدیریت کرده. در زمینه رابطهای کاربری و هوش مصنوعی کلی پتنت و امتیاز تجاری ثبت شده دارد. در حال حاضر هم استاد بیش از 3000 دانشجو در دانشگاه استانفورد در امور مربوط به برنامه نویسی کامپیوتر و مهندسی نرم افزار است. از سوی مجله نیوزویک به عنوان یکی از 10 شخصیت آینده ساز در حوزه فناوری اطلاعات معرفی شده، و مجله فورچون هم او را جز 50 زن جوان و مهم در آینده قلمداد کرده؛ مجله بیزینس ویک او را کارخانه ایده پردازی گوگل لقب داده است .
اطلاعات بیشتر در ویکی پدیا

 :: لینك ثابت نویسنده : Hedyeh نظرات و پیشنهادات Comment  

عنوان این پست تأدیب شیخ و از بخش فرهنگ و ادب , سرگرمی و طنز , می باشد

سالها پیش، یکی مرد دهاتی پسرش را پی تحصیل به یک حوزه ی علمیه فرستاد که با علم شود، عاقل و هشیار شود، مخزن اسرار شود، با همگان دوست شود، یار شود، همدل و غمخوار شود، خوب و بد زندگی و رسم ادب ورزی و اخلاص بیاموزد و فرزانگی و صدق و صفا پیشه نماید.

 

پس از چند صباحی پسرک، شیخ شد و  میوه ی بر شاخ شد و پخته شد و خام شد و باد شد و باده شد و جام شد و گِرد و گلندام شد و ثقة الاسلام شد و حجة الاسلام شد و  صاحب صد نام شد و پیش خودش، مرتبه اش تام شد و قبضه ای از ریش به خود نصب نمود و سرش عمامه ی پرپیچ نهاد و شنلی بر تنش انداخت و دمپایی نعلین به پا کرد و سپس عزم وطن کرد که ملای ده خویش شود، خمس و زکات از فقرا و ضعفا، جذب کند، جن و پری از دلشان دفع کند، همدم خانان شود و محرم جانان شود و بار دل مردم نادان شود و این شود و آن شود و با کلک و حیله گری، بر همگان برتری و سروری و سرتری و رهبری و مهتری و بهتری خویش مسلم بنماید.

 

باری، گویند که در روز نخستین که پسر وارد ده شد، در آن هلهله و ولوله و غلغله و شور و شررها که به پا بود، پدر جَست و دو تا مرغ که در خانه خود داشت به پای پسرک ذبح نمود و به زنش داد که آنرا بپزد تا که ز فرزندِ سرافراز و خوش آواز و پرآوازه، پذیرایی جانانه نماید.

 

پیش از آغاز غذا آن پسرک خواست که نزد پدر و مادر خود چشمه ای از قدرت علمیِ الهی و توانایی فکری که در او جمع شده بود هویدا بنماید. چنین بود که از آن پدر و مادر فرتوت بپرسید که در سفره ما چند عدد مرغ نهادید؟ بگفتند که البته دوتا مرغ. پسر جان! چه سوالی است؟ هرآنچیز عیان است چه حاجت به بیان است؟

 

پسر گفت  که ها! فرق نگاه کسی از اهل خردمندی و فرزانگی همچون من  و یک عده عوام همچو شماها به همین است که از منظر علمی، هرآیینه در این سفره سه تا مرغ سوخاری بنهادید ولی علم ندارید و سپس چند عدد سفسطه و مغلطه و شعبده بازی  کلامی و زبان بازی پی درپی و لفاظی پیچیده و بی پایه به هم بافت، و اینگونه نشان داد که از منظر تحقیقی و تعلیمی و علمی، در آن سفره سه تا مرغ مهیاست، و این از برکت های خردمندی و علم است.

 

پدر پیر کز آن سلسله الفاظ و عبارات پریشان شده بود، از سخن آخر فرزند خودش شاد شد و گردن پرموی و سِتبرِ پسرش را بنوازید و به او گفت که احسنت بر این حُسن و کرامات تو فرزند که با این سخنِ پر برکت ، مشکل تقسیم دوتا مرغ برای سه نفر یکسره حل گشت. پس این مرغ برای من و آن مرغ دگر نیز برای ننه ات. مرغ سوخاری شده ای نیز که با علم و کرامات تو اثبات بگردیده، خودت میل نما.

 

اینچنین بود که آن شیخ، ادب گشت و بدانست که مرغی که از آن علم و کرامات شود ساخته، جز ضعف دل و سوزش ماتحت، اثری هیچ ندارد.

 :: لینك ثابت نویسنده : Hedyeh نظرات و پیشنهادات Comment  

عنوان این پست شورت آهنین !!! و از بخش می باشد

در زمان جنگهای صلیبی، جنگجویان برای جلوگیری از خیانت همسرانشان از نوعی شورت آهنی (شكل پیوست) استفاده می كردند  و به آن قفل می زدند و كلید آن را به روحانی شهر می دادند و پس از برگشتن از جنگ، كلید را پس می گرفتند كه در این رابطه جوك های مختلفی ساخته شد ...

جوك :  یكی از جنگجویان صلیبی بعد از قفل كردن شورت همسرش، كلید آن را به کشیش شهرمیده ،اما هنوز 500 متر دور نشده بود كه روحانی شهر نفس زنان خودشو به جنگجو می رسونه و میگه : ...

كلید اشتباهه!!!  

 :: لینك ثابت نویسنده : Hedyeh نظرات و پیشنهادات Comment  

عنوان این پست پررو بازی و از بخش سرگرمی و طنز , می باشد

کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن كلاغه .سفارش چایی میده چایی رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار !

مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟ 

کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه،  پررو بازی! 


چند دقیقه میگذره باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده باز یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار.

مهموندار میگه : چرا این کارو کردی؟


کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه ، پررو بازی ! بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره.

خرسه که اینو میبینه به سرش میزنه که اونم یه خورده تفریح کنه ... 

مهموندارو صدا میکنه میگه یه قهوه براش بیارن . قهوه رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار !

مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟ خرسه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه .  پررو بازی!!!!

اینو که میگه یهو همه مهموندارا میریزن سرش و کشون كشون تا دم در هواپیما میبرن که بندازنش بیرون .

خرسه که اینو میبینه شروع به داد و فریاد میکنه .

کلاغه که بیدار شده بوده بهش میگه: 

" آخه خرس گنده تو که بال نداری مگه مجبوری پررو بازی دربیاری!!!!!!! "

-----------------------


 :: لینك ثابت نویسنده : Hedyeh نظرات و پیشنهادات Comment  
عنوان این پست فوتبال آخرت ! و از بخش سرگرمی و طنز , می باشد

دو پیرمرد ۸٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو دوستان بسیار قدیمى همدیگر بودند.
هنگامى که بهمن در بستر مرگ بود، خسرو هر روز به دیدار او میرفت.
یک روز خسرو گفت: «بهمن جان، ما هر دو عاشق فوتبال بودیم و سالهاى سال با هم فوتبال بازى میکردیم. لطفاً وقتى به بهشت رفتى، یک جورى به من خبر بوده که در آن جا هم میشود فوتبال بازى کرد یا نه.»
بهمن گفت: «خسروجان، تو بهترین دوست زندگى من هستى. مطمئن باش اگر امکانش بود حتماً بهت خبر میدهم»
چند روز بعد بهمن از دنیا رفت.
یک شب، نیمههاى شب، خسرو با صدایى از خواب پرید. یک شیء نورانى چشمکزن را دید که نام او را صدا میزد: خسرو، خسرو ...
خسرو گفت: کیه؟
منم، بهمن.
تو بهمن نیستى، بهمن مرده!
باور کن من خود بهمنم..
تو الان کجایی؟
بهمن گفت: در بهشت! و چند خبر خوب و یک خبر بد برات دارم.
خسرو گفت: اول خبرهاى خوب را بگو.
بهمن گفت: اول این که در بهشت هم فوتبال برقرار است. و از آن بهتر این که تمام دوستان و هم تیمیهایمان که مردهاند نیز اینجا هستند. حتى مربى سابقمان هم اینجاست. و باز هم از آن بهتر این که همه ما دوباره جوان هستیم و هوا هم همیشه بهار است و از برف و باران خبرى نیست. و از همه بهتر این که میتوانیم هر چقدر دلمان میخواهد فوتبال بازى کنیم و هرگز خسته نمیشویم. در حین بازى هم هیچکس آسیب نمیبیند.
خسرو گفت: عالیه! حتى خوابش را هم نمیدیدم! راستى آن خبر بدى که گفتى چیه؟
بهمن گفت: مربیمون براى بازى جمعه اسم تو را هم توى تیم گذاشته!

--------------------------------------------------------------------------------


 :: لینك ثابت نویسنده : Hedyeh نظرات و پیشنهادات Comment  

عنوان این پست ترس ... و از بخش می باشد

هدیه منخدایا...

وقتی به دنیا آمدم مادرم ۲۸ برابر من سن داشت.
دو سال بعد او سی ساله بود و من دو ساله، یعنی پانزده برابر من سن داشت.
پنج سال بعدتر، او سی و پنج ساله شد و من هفت ساله، یعنی فقط پنج برابر من سن داشت.
حالا من سی و دو ساله ام و او تقریبا دو برابر من سن دارد.

می ترسم کم کم سنم از مادرم هم بیشتر بشود و هنوز مجرد مانده باشم!



---------------------------------------


 :: لینك ثابت نویسنده : Hedyeh نظرات و پیشنهادات Comment  

عنوان این پست گامی بسوی آینده با مرسدس بنز F700 و از بخش عكس , می باشد

مرسدس بنز F700 چهارسیلندر با حجم موتور ۱۸۰۰ سِِی سی و قدرت ۲۳۰ اسب بخار اتومبیلی بسیار شیك است . این اتومبیل همچنین مجهز به یك موتور الكتریكی با قدرت ۲۰ اسب بخار است. دارای استاندارد یورو-۶ و محدود كننده سرعت الكترونیكی ۲۰۰ كیلومتر بر ساعت است.

 :: لینك ثابت نویسنده : Hedyeh نظرات و پیشنهادات Comment   بقیه عكسها در ادامه

عنوان این پست زیر دریایی یك نفره و از بخش خواندنیها و دانستنیها , می باشد

مرد چینی خلاق كه توانسته با موفقیت زیردریایی یك نفره‌ای را اختراع و راه اندازی كند قصد دارد از این وسیله برای كشف ناشناخته‌های زیر آب استفاده ببرد. 

به گزارش رویترز این كشاورز 34 ساله در پكن كه تنها دوره دبستان را گذرانده توانسته در طی 18 ماه زیر دریایی باتریدار را كه 5/1 متر ارتفاع و 5/6 متر طول دارد را در رودخانه‌ای در چین به مدت 5 زیر آب نگه دارد. او مدعی است كه وسیله فوق را بدون مشورت و تنها با بودجه 2700 یوروای ساخته و می‌خواهد آن را برای كشف ناشناخته‌های زیر آب به كار گیرد.

هنوز مشخص نیست كه مقامات چینی به این كشاورز اجازه استفاده قانونی از این وسیله را بدهند یا خیر.

منبع

 :: لینك ثابت نویسنده : Hedyeh نظرات و پیشنهادات Comment  

مطالب پیشین

خودرو مخصوص خانمها
راننده و پیرزنها
غول چراغ جادو !
دختری با دست و پای بسته در زیر پل
مطالب عجیب و خواندنی !!
یادآوری سالهای خوش !
علم بهتر است یا ثروت
عید مبارك
مغاره عقل فروشی
آدم شدن چه مشكل !
كشیش راستگو !
تجارت مدرن
داستان دو مجسمه
پیش بسوی سلامتی
عكاس باشی


1 2 3 4 5
اطلاعات سایت
 

مدیران و نویسندگان
Hedyeh

آمار بازدیدكنندگان
امروز :
دیروز :
كل :

مطالب و نظرات
كل مطالب :
كل نظر ها :


لینكدونی
نیما دانلود
پایانه فروش اینترنتی ایران تاجر
یه سایت توپ
هدیه من
آرشیو لینكدونی

نظرسنجی

لینك دوستان

Ads by Ydc.ir



Ads by Ydc.ir

صفحه اصلی |  ارتبــــــــــــــاط با ما |  ایمیل |  طراح قالب |  صفحه خانگی



Powered By www.EbrahimOnline.ir | Email:Mr.Eshafiei@gmail.com